چهارشنبه ، 04 مرداد 1396
 
 
توقف
منوی پاسارگاد
معرفی پایگاه

کوروش بزرگ به سال 550ق.م دولت ایرانی هخامنشی را بنیان نهاد و پاسارگاد را به عنوان اولین پایتخت خود انتخاب کرد که دشتی بود پهناور و خرم که از رود پلوار سیراب می­شد. آثاری که در این خطه دلگشا به جای مانده عبارتند از: آرامگاه کوروش، ( که در دوره اسلامی محترم مانده و به " مقبره مادر سلیمان " مشهور شده )، برج سنگی معروف به "زندان سلیمان"، بخشی از بنا و استحکامات دفاعی "تل تخت " موسوم به" تخت سلیمان"، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی، کاخ دروازه (که بر جرزی از آن نقش " انسان بالدار " است)، دو تک بنا و همچنین آثار یک پل و آب نماهای گلگشت یا فردوس کوروش.

پاسارگاد تا زمان آخرین پادشاه هخامنشی به عنوان یک مکان مقدس مورد احترام بوده و مراسم تاجگذاری پادشاهان در آنجا برگزار می ­شده است.

در دوره اسلامی به علت عظمت سنگ های بکار رفته در مجموعه ­­های این مکان، بناهایش را به سلیمان نبی نسبت داده ­اند و خود پاسارگاد هم بنام مشهد ام النبی یا مشهد مادر سلیمان معروف گشت.

 

آرامگاه کوروش بزرگ

این بنا آرامگاه نخستین منادی آزادی و حقوق بشر، کوروش بزرگ است که همانند گوهری در میان دشت پاسارگاد خود نمایی می کند. کوروش بزرگ به سال 599 پیش از میلاد در سرزمین پارس به دنیا آمد. پدرش کمبوجیه یکم از شاهان محلی پارس و مادرش ماندانا دختر آستیاک آخرین پادشاه ماد بود. کوروش در سال 550 پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را پایه گذاری کرد. قلمرو این امپراتوری در اوج قدرت خود از مشرق تا کرانه های رود سند و از مغرب تا یونان و مصر گسترده بود. در سال 538 پ م کوروش، بابل را فتح کرد و در اینجا بود که بیانیه حقوق بشر خود را به صورت استوانه­ای گلین تدوین نمود و فرمان آزادی و برابری را صادر کرد. وی پس از سالها تلاش جهت توسعه و پیشرفت کشور و برقراری صلح و امنیت، در سال 529 پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و پیکرش در این بنا آرام گرفت.

آرامگاه در گذشته میان باغ های سلطنتی قرار داشته که از هر سوی دشت نمایان بوده است. این بنا در عین سادگی بسیار زیبا و چشم گیر است و در زمان حیات کوروش بزرگ به دستور وی ساخته شده است. بنای آرامگاه با تکنیک و مهندسی دقیق اجرا شده به گونه ای که پس از گذشت 25 قرن هنوز استوار و پابرجاست. مساحت آرامگاه 156 متر مربع و ارتفاع آن نزدیک به  11 متر است. سنگ هایی که در ساخت بنا به کار رفته از نوع سنگ سفید مرمر نماست که از کوه سیوند در فاصله 30 کیلومتری جنوب غرب پاسارگاد استخراج شده و به این مکان انتقال یافته است. مهندسان و سنگ تراشان هخامنشی با دقت و شیوه ای خاص سنگ­ها را روی هم قرار داده، به گونه ای که از هیچ نوع ملاتی در ساخت آرامگاه استفاده نشده و تنها از بست­های فلزی(آهن و سرب) جهت وصل کردن بلوک­های سنگی به یکدیگر استفاده شده است. آرامگاه در هفت طبقه اجرا شده که برگرفته از عدد مقدس هفت در میان ایرانیان است. ساختار کلی آرامگاه از دو قسمت تشکیل شده، قسمت نخست به صورت سکویی شش پله ای پایه و اساس بنا است که ریشه در بناهای آئینی همانند معبد ایلامی چغازنبیل دارد. قسمت دوم که به صورت اتاقکی با سقف شیب دار روی قسمت نخست اجرا شده، یادآور سنت­ های معماری مهاجران آریایی است. ابعاد اتاقک آرامگاه 17/3 متر در 11/2 متر  به ارتفاع 10/2 است. این اتاقک در واقع محل نگهداری کالبد کوروش بوده که پس از مرگ، پیکرش را دورن تابوتی زرین قرار داده، به همراه وسایل شخصی از جمله ردا و جنگ افزارش در اتاقک آرامگاه قرار داده اند.

 زیر سقف شیب دار آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن وزن سنگ ها و کم کردن بار وارده به اتاقک ایجاد شده است. برخی به اشتباه این حفره ها را  جای نگهداری کالبد کوروش و همسر او دانسته اند.

بنا به گفته مورخانی که پس از سقوط امپراتوری هخامنشی به دست اسکندر مقدونی همراه وی به پاسارگاد آمدند بر دیواره آرامگاه نوشته ای وجود داشته به این مضمون " ای رهگذر، تو می آیی، دانسته ام که می آیی. در اینجا من خفته ام، کوروش، کسی که امپراتوری پارس را برای مردمانش بنا نهاد و اکنون به اندکی از خاک این سرزمین بسنده کرده. بر من و بر خاکی که جسدم را در بر گرفته رشک مبر و بر ویران کردنش دل خوش مدار، اگر پیرو اهورمزدا خدای یکتا هستی"

این متن اکنون وجود ندارد و به احتمال زیاد روی یک پلاک سنگی نوشته شده و بر دیواره آرامگاه نصب گردیده که در گذشته های بسیار دور از محل خود برداشته شده است.

 آرامگاه کوروش در همه دوره ها مقدس و محترم بوده است. پادشاهان هخامنشی مراسم تاجگذاری خود را در این مکان انجام می داده اند. این تقدس پس از دوره هخامنشی و با از یاد بردن نام و جایگاه پاسارگاد کم رنگ شد تا اینکه در دوره اسلامی به گونه ای دیگر احترام و تقدس خود را باز یافت. در دوره اسلامی به دلیل اینکه اسناد و مدارکی از هویت اصلی آرامگاه وجود نداشت این بنا را به آرامگاه مادر سلیمان نسبت دادند. مردم بر اساس اعتقادات خود ساختن بناهای بزرگ سنگی همانند آرامگاه کوروش را خارج از قوه بشری می دانسته و ساخت آنها را به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است، نسبت می داده اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می شمردند و آنرا به مادر او نسبت داده و «مشهد مادرسلیمان» می خواندند.

در دوران اتابکان فارس که پاسارگاد و تخت جمشید اهمیتی دوباره یافت و حتی پارس و ایران هم «ملک سلیمان» خوانده شد، با استفاده از ستون ها و سنگ های کاخ ها، مسجد جامعی پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر دیواره جنوبی اتاق آرامگاه حجاری شد. در سال 1350 خورشیدی، پس از مطالعه و بررسی، سنگ ها به جای اصلی خود منتقل شدند.

از سال 1820 میلادی با کشف و خوانده شدن خطوط میخی و مطالعه اسناد و مدارک، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش مشخص گردید.

 

کاخ اختصاصی

یکی دیگر از بناهای شکوهمند مجموعه پاسارگاد کاخ اختصاصی است که در 1300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش واقع شده است. وسعت این کاخ 3192 متر مربع است که از یک تالار مرکزی و دو ایوان شرقی و غربی تشکیل شده است. در گوشه های شمالی و جنوبی ایوان غربی کاخ دو اتاق وجود داشته که آثار کمی از آنها باقی مانده است. با توجه به پلان و ساختار معماری بنا، کاربری این کاخ  به عنوان اقامتگاه و منزل مسکونی کوروش بزرگ بوده است. این کاخ دارای دو درگاه اصلی است که در ایوان های شرقی و غربی باز می شده و همچنین دو درگاه فرعی که در قسمت جنوب و شمال تالار  تعبیه شده اند.

نقوش برجسته درگاه ها تصویری از شاه را به همراه چتر دار یا مستخدم نشان می دهد که پیکر شاه بزرگتر نشان داده شده است. لباس شاه از نوع ردای بلند چیندار هخامنشی است که دارای دکمه های طلایی بوده است. در گذشته های دور این دکمه ها از جای خود بیرون آورده شده اند. نزدیک درگاه شرقی و بر دیواره ایوان رو به پردیس سکویی سنگی وجود دارد که احتمالا جایگاه شاه در هنگام تماشا و استفاده از باغ روبروی ایوان بوده است. سنگ ­های به کار رفته در ساخت این کاخ از سه گونه سنگ سفید مرمرنما، سنگ آهکی سیاه و سنگ ماسه ای کبود رنگ است.  عناصر معماری و تزیینی بنا ساده ولی چشمگیر و آرام است. از ترکیب سنگ های سفید و سیاه در قسمت پایه ستون­ ها و کف ایوان ­ها یک نوآوری و سبک ویژه معماری به وجود آمده است. شالی ستون ­ها دارای تزیینات قاشقی است که به صورت افقی روی آنها اجرا شده است. قسمت ­هایی از سنگ­فرش کف کاخ در همان دوره هخامنشی مرمت شده که به صورت وصله­ هایی در اندازه ­های گوناگون به چشم می­خورد. گوشه جنوبی کاخ جرزی سنگی وجود دارد که دیوارهای آجری و خشتی بنا درون حفره آن چفت می شده و موجب استحکام بیشتر بنا می شده است. بر بلندای جرز و قسمت رو به شمال آن سنگ نبشته ای به خط میخی و با سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی وجود دارد که در اینجا شاه خود را معرفی می کند:

«ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی ام»

 

آبنماهای باغ شاهی

باغ شاهي پاسارگاد جلوه ­گاه يکي از قديمي­ترين باغ ­هاي ايراني است. این باغ که با نام پردیس کوروش معروف است به عنوان مادر باغ ­سازی ایرانی به شمار می ­آید. باغ پر از درختان گوناگون، گلهای رنگارنگ و پرندگان بوده که کوروش آن را با سلیقه و  نظر خود  به صورت پردیسی بی­ همتا در­آورده بود. این باغ با سیستم گردش آب در جوی ­های سنگی که به آب­نما معروف است آبیاری می ­شده است. آب­نماها جدای از آبياري پردیس، جنبه تزئيني و زيبايي ­بخشي باغ را نيز به خوبي انجام مي­ داده است. دو سوی باغ دو کوشک طراحی و اجرا شده که از آنها جهت استراحت و تماشای فضای دل ­انگیز باغ استفاده می ­شده است. همه کاخ ­ها درون پردیس قرار داشته ­اند، به گونه ­ای که هر کاخ دارای فضایی سرسبز و آرام بخش پیرامون خود بوده است. باغ شاهي آب مورد نياز خود را از طريق انشعاب ­هايي که از رودخانه پلوار جدا مي ­شده تأمين مي ­کرده است. آب­نماها از دو قسمت تشکيل شده است:

  1. جوي­ هاي عبور آب
  2. حوضچه ­ها

در هر 5/9 تا 5/13 متر از مسیر جوي يک حوضچه وجود دارد، که حوضچه­ ها در ابتدا عمل تقسيم آب و آرام کردن سرعت آب در مسير جوي ­ها را انجام مي ­داده و دیگر اینکه موجب ته نشین شدن گل و لای موجود در آب می ­شده است. ابعاد دهانه داخلي اين حوضچه ­ها 87 در 87 سانتيمتر و عمق آنها حدود 52 سانتيمتر است. عمق و دهانه جوي­ هاي سنگي حدود 25 سانمتيمتر و لبه حوضچه ­ها و جوي­ ها حدود 15 تا 16 سانتيمتر است. نزدیک به 1100 متر از آب­نماهای باغ کاوش شده و از زیر خاک بیرون آورده شده ­اند.

 

کاخ بارعام

وسعت کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش 2472 متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن 705 متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستون هایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمت های اصلی بنا را تشکیل می­دهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه ای بوده که چند متر از سقف ایوان های اطراف بالاتر بوده است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به 10/13 متر می رسد. زیر ستون ها و سر ستون های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون ها از سنگ سفید ساخته شده است. دیگر ستون های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه ها و ستون های ایوان ها از سنگ سیاه بوده است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان 16 ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که 48 ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان 16 ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی 28 ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود  داده اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته است.

در این کاخ قسمت هایی از سه جرز سنگی باقی مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته های میخی بر آن حک شده است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:

«ادم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی ام»

کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می­ کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می ­کرده اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسان ها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.

 

کاخ دروازه

کاخ دروازه با وسعت 726 متر مربع در شرق مجموعه پاسارگاد واقع است. این بنا دارای تالاری به وسعت 686 متر مربع است که سقف آن را هشت ستون سنگی با ارتفاع تقریبی 16 متر نگاه می داشته اند. زیر ستون ها با ابعاد 2*2 متر و  به شکل مکعب دو پله ای از سنگ سیاه ساخته شده اند که اکنون در پوششی از کاهگل حفاظت می شوند. وجود این زیر ستون های بزرگ نشان دهنده  عظمت ستون های کاخ است که متاسفانه هیچ اثری از آنها بدست نیامده است. این تالار، دارای دو درگاه اصلی در سمت شمال غربی و جنوب شرقی و دو درگاه فرعی در سمت شمال شرقی و جنوب غربی بوده است. پیرامون کاخ، دیواری بلندی از کاهگل وجود داشته است و دو اتاق نیز در نزدیکی درگاه های شمال شرقی و جنوب غربی برای نگهبانان پیش بینی شده است. ارتفاع درگاه ها 9 متر بوده است و هم اکنون تنها یکی از جرزهای درگاه شمالی برجا مانده است. بر این جرز، نقش انسانی را با چهار بال در حال نیایش حجاری کرده اند. این نقش تنها سنگ ­نگاره تقریبا سالم موجود در بناهای پاسارگاد است. این کاخ، دروازه ورودی به مجموعه پاسارگاد بوده که همانندی زیادی با کاخ دروازه ملت ها در تخت جمشید دارد.

 

سنگ نگاره انسان بالدار

سنگ ­نگاره انسان بالدار سالم­ترین و زیباترین نقش ایجاد شده در بناهای پاسارگاد است که دارای مفاهیم عمیق اندیشه والای انسانی کوروش بزرگ است.

سنگ نگاره مردی را نشان می ­دهد با ریش انبوه کوتاه، ردای بلند و تاجی بر سر در حالی که چهار بال او را در بر گرفته ­اند رو به سوی مرکز کاخ دارد. عناصر تزئینی و هنری سنگ نگاره بسیار زیبا، چشمگیر و معنادار است. بر بلندای نقش تاجی زیبا است که روی شاخ ­های بلند و تاب­دار یک قوچ حبشی قرار گرفته است، در حالی که دو مار کبرای پشت به هم کرده که هر یک گویی را به نماد خورشید بر سر دارند تاج را در میان گرفته­ اند. سه دسته گل نی بخش اصلی تاج را که هر یک گوی خورشید را بر فراز دارند و با پر شترمرغ احاطه شده ­اند تشکیل داده ­اند. انتهای این سه دسته گل را سه گوی بزرگ خورشید پوشانده­ است. بالها با ظرافت و زیبایی دو سوی مرد را در بر گرفته در حالی که دو بال به سوی آسمان و دو بال به سمت زمین گسترده شده است. اندام این مرد با ردایی بلند و حاشیه دار پوشانده شده که مزین به گل­های روزت است. دست­ها یکی به سوی جلو و دیگری در امتداد بال به سوی بالا قرار گرفته­اند در حالی که پاها عریان هستند.

در ایجاد این نقش از هنر و فرهنگ ­های ملل مختلف آن روز الهام گرفته شده است. از جمله تاج که پیشینه ­ای مصری دارد، لباس بلند مرد که ایلامی است و بال­ ها که ریشه در هنر آشور دارد. به کارگیری هنر ملل مختلف در این سنگ ­نگاره بر­گرفته از اندیشه ­های والای انسانی کوروش است. در واقع هر قسمت نقش بیان کننده حضور نماینده ­ای از ملت­های گوناگون است. کوروش با ایجاد این سنگ ­نگاره یک نوع اتحاد و همدلی را میان مردمان سرزمین­ های مختلف با اندیشه برابری انسان­ها با هر رنگ، نژاد و زبانی به وجود آورد. بالای نقش برجسته تا سال 1243 خورشیدی، مزین به سنگ ­نبشت ه­ای میخی سه زبانه بوده با مضمون «من کوروش شاه هخامنشی ام». ولی پیش از سال 1256 خورشیدی این سنگ نبشته را از بالای نقش برداشته­اند.

نقش انسان بالدار را یک مفسر هندی به نام مولانا ابوالکلام آزاد و علامه طباطبایی با شخصیت ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) که در قرآن مجید از او به عنوان شاهی جهانگیر و دادگر و نظر­کرده یاد شده، یکی دانسته و بیان می­ کنند که ذوالقرنین یاد شده در قرآن همان کوروش بزرگ است.

 

برج سنگی

يکي از بناهای بسيار زيبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشيان است. بنایي چهار گوش برج مانند که اکنون تنها يک ديواره از آن باقي مانده است. ارتفاع برج نزديک به 14 متر و قاعده آن 23/7 * 27/7 متر است که بر سکويي سه پله اي قرار گرفته است. ورودي بنا به سوی شمال غربي تعبيه شده و نزديک به 50/7 متر از سطح زمين ارتفاع دارد که با يک پلکان 29 پله ­اي به اتاق بالاي برج دسترسی داشته ­اند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاه­کارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار می­آید. بلوکهای سنگی به گونه ­ای روی هم قرار گرفته ­اند که در برخی از رج ها به سختی می­ توان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگ­ های سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شده ­اند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره های کور استفاده شده است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالا جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده است. 10 عدد گودي پنجره مانند که (پنجره کور) ناميده مي شده) در دیوارهای آن در آورده اند و اين پنجره ها را با سنگ هاي سياه قاب گرفته اند.

در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. گروهي آن را مقبره کمبوجيه پسر و جانشين کوروش مي دانند، بعضي آن را آتشکده يا نيايشگاه بشمار مي آورند و برخي نیز آن را (گنج خانه کوروش) خوانده اند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی می ­شده است. به احتمال زیاد این بنا با توجه به نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشته است. نمونه ای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگو­­­­­برداری شده است. این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بوده است.

 

استحکامات دفاعی تل تخت

تل تخت در فاصله 2300 متری شمال شرق آرامگاه کوروش بر بلندای تپه­ ای طبیعی ساخته شده و نزدیک به دو هکتار وسعت دارد. ارتفاع تختگاه از کف دشت50 متر است که پس از صاف کردن قسمتی از تپه تختگاه را به صورت مصنوعی روی آن ایجاد کرده­ اند. جهت ساخت تختگاه از سنگ­ های زیادی استفاده شده که شامل دو گونه سنگ سفید مرمر نما و سنگ ماسه ­ای کبود رنگ است. دیواره بیرونی تختگاه از بیست ردیف سنگ آهکی بزرگ مرمر نما بنا شده و نمای تل تخت را تشکیل می­دهد. بلوک­ های این دیواره با استفاده از بست­ های فلزی (آهن و سرب) به یکدیگر متصل شده که این بست­ ها در گذشته از جای خود در آورده شده و تنها جای آنها اکنون به شکل سوراخ­هایی در بدنه صفه هویدا است. برای استقامت بیشتر دیواره سنگی، ردیف­ های پایین بلوک ­ها را جلوتر و به صورت پنجه بنا ساخته اند. سنگ ­های دیواره بیرونی به شیوه ­ای زیبا تراش خورده به گونه ای که پیرامون آنها قاب بندی شده و میان آنها برآمده است. این شکل تراش، نمایی بسیار زیبا به وجود آورده است که به آن اصطلاحاً " باد بر " می ­گویند. تعدادی نشانه و علامت روی این بلوک ها وجود دارد که مربوط به معماران و سنگ­تراشان دوره هخامنشی است.

دیواره درونی که پشت دیواره بیرونی قرار دارد از لاشه سنگ ­های مسی و کبود رنگی تشکیل شده است که بدون ملات و به گونه ای ماهرانه در هم قفل شده ­اند تا دیواره بیرونی و کف سازی بنا را حفاظت کنند.

هسته بنا که سطح درونی تپه و قسمت مرکزی آن را تشکیل می ­دهد، جای ساختمان­ های روی تختگاه بوده و همه از خشت و لاشه سنگ ساخته شده است. برای ورود به صفه سنگی، دو راه پله در بخش شمال شرقی تعبیه کرده بودند که بخش ­هایی از آنها بر جا مانده است ولی معلوم می ­شود که پس از کوروش یکی از آنها را بسته ­اند و پلکانی بزرگتر در شرق پلکان نخست تعبیه کرده ­اند. با توجه به وضعیت بنا و موقعیت آن، احتمالاً نخستین جایی است که در مجموعه پاسارگاد ساخته شده و به صورت قلعه ­­ای است که از بالای تپه بر همه دشت مشرف بوده است. این تختگاه را احتمالا کوروش جهت ساختن کاخ ­هایی روی آن ساخته است.

با توجه به کاوش های باستان شناسی، تختگاه دارای قسمت های مختلف بوده است. پیرامون آن را برج و باروی خشتی فرا گرفته که آثاری از آنها هنوز وجود دارد. اتاق­هایی برای اقامت سربازان و نگهبانان، آب انبار، حمام و سیستم جمع آوری آب باران و فاضلاب، قسمت ­هایی از ساختار تختگاه را تشکیل داده است. 

تل تخت آثار چهار دوره را در خود جای داده است. آثار دوره نخست مربوط به دوره پادشاهی کوروش و ساخت دیواره های صفه و پلکان ورودی است.آثار دوره دوم مربوط به سال­­های 500 تا 280 پیش از میلاد یعنی از زمان سلطنت داریوش هخامنشی تا آخر سلطنت سلوکوس اول است. در دوره داریوش، دژی محکم با دیوارهای آجری و خشتی روی محوطه بنا شده و تغییراتی در مجموعه بالای صفه به وجود آورده ­اند. مثلاً دیوار بلندی از خشت با 15 برج در اطراف صفه ساخته ­اند. آثار دوره سوم بین سال­های 280 تا 180 پیش از میلاد یعنی از زمان سلطنت آنتیوخوس اول تا زمان سلطنت آنتیوخوس چهارم ایجاد شده و دوباره تغییراتی در اتاق­ها و راهروها داده شده است. به احتمال زیاد پاسارگاد در این دوره، در دست پادشاهان محلی فارس به نام" فرترکه" بوده است. پس از یک دوره بلند مدت فراموشی، آثار دوره چهارم مشاهده می ­شود که مربوط به سده ­­های آغازین اسلامی است و نشان می ­دهد که دوباره این بخش مورود استفاده قرار گرفته و پس از آن مجدداً متروک گردیده است. این بنا در دوره اسلامی به تخت سلیمان معروف بوده است.

 

محوطه مقدس

در فاصله حدود 1200 متری شمال غرب مجموعه پاسارگاد و پشت تپه ماهوری های سنگی مشرف به دشت، محوطه ای باستانی وجود دارد که شامل دو سکوی سنگی سفید رنگ و یک تپه مستطیل شکل پله ای است که معروف به محوطه مقدس است. در این محوطه با استفاده از سنگ های سفید دو سکوی نزدیک به هم ایجاد شده که یکی دارای پله و دیگری بدون پله است. قاعده سکوی جنوبی 43/2 متر و بلندی آن 16/2 متر است. این سکو دارای 8 پله با خیز 27 سانتی متر یعنی برابر با ارتفاع پله های دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی 80/2 متر و بلندی آن10/2 متر است. مطالعه و بررسی سکوها نشان می دهد که آنها در دوره کوروش و به عنوان آتشدان جهت اجرای مراسم آیینی ساخته شده اند. درون آتشدان ها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالوده ای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفته است. در فاصله 120 متری غرب آتشدان ها روی صخره های طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمده است. طول تپه حدود 85/74 متر، عرض آن حدود 50 متر و ارتفاعی نزدیک به 40/5 متر دارد. این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقه های یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شده است. در نمای شمالی ساختار، یک پله جهت دسترسی به طبقات بالاتر با استفاده از سنگ لاشه ایجاد شده که 20/2 متر ارتفاع و 50/1 متر عرض دارد. با توجه به بررسی ها و مطالعات انجام شده می توان نتیجه گرفت که این ساختار در ارتباط با آتشدانهای سنگی و جهت اجرای مراسم قربانی یا تشریفات مذهبی ساخته شده است. 

 

تنگ بلاغی

حد فاصل دشت پاسارگاد و دشت سعادتشهر، دره ای سرسبز و زيبا وجود دارد که بنام تنگ بلاغی معروف است. اين دره زيبا دارای يک رودخانه دائمی است که از روستای قصر يعقوب  در شهرستان خرمبيد سرچشمه گرفته و پس از گذر پاسارگاد، تنگ بلاغی، دشت سعادتشهر و جلگه مرودشت به رودخانه کر می پيوندد.

وجود رودخانه باعث شده است که اين دره زيبا از قديم ايام مورد توجه انسان ها قرار گيرد. بر اساس اولين مطالعات باستان شناسي صورت گرفته در اين تنگه آثار متعددی از دوره پارينه سنگی ميانی تا دوره اسلامی شناسايي شد.

قديمی ترين اثر باستانی تنگ بلاغی مربوط به دوره ميانی پارينه سنگی با قدمت 250 هزار تا 100هزار سال قبل می باشد که به صورت تک يافته و محوطه باز (open site) در حاشيه رودخانه شناسايي شد. دومين دوره مربوط به دوره پارينه سنگی جديد و فرا پارينه سنگی می باشد که در اين راستا بيش از 40 غار و پناهگاه در کل تنگ بلاغی شناسايي شد، که دارای دست افزارهای شاخص اين دوره می باشد (از اين دوره به بعد شاهد تسلسل دوره های پيش از تاريخی و تاريخی در تنگ بلاغی می باشيم). پس از اين دوره انسان ها آرام آرام غارها را ترک کرده و وارد اولين روستاهای پيش از تاريخ منطقه شده اند (دارای فرهنگ های مشکی و جری مربوط به هزاره ششم و پنجم ق. م {نام اين دو فرهنگ از نام تپه های مشکی و جری در دشت مرودشت گرفته شده است}) در همين راستا دو محوطه تپه رحمت آباد و محوطه پوزه سرخ (نام محل)يا محوطه 73مورد شناسايي قرار گرفت که دارای سفال های شاخص اين دوره می باشند. چند محوطه ديگر از دوره های پيش از تاريخ شامل (فرهنگ های باکون a,b و لپويي مربوط به هزاره چهارم و سوم ق.م ) شناسايي و مورد کاوش قرارگرفت.

پس از دوره پيش از تاريخی آثار خاصی به مدت هزار و پانصد تا دو هزار سال (دوره فترت)  تا دوره هخامنشي شناسايي نشد.

از دوره هخامنشي آثار متعددی همچون کنده کاريهای موسوم به دختر بر(در سمت شرق و غرب رودخانه)، چندين محوطه (شامل کاخ و قلعه و روستا) شناسايي شدند که دارای اهميت بسيار زيادی در روشن شدن وضعيت زندگی مردم در دوره هخامنشي در تنگ بلاغی می باشد.

از دوره فرا هخامنشي و اشکانی، چندين نوع تدفين شامل قبور توده سنگی (خرفخانه)، قبور خرسنگی (با توجه به استفاده از سنگ های بزرگ در ساخت اين قبور، با اين نام معرفی شدند) قبور درون غارهای کوچک و بزرگ و قبور درون شکاف های طبيعی کوه شناسايي شد. علاوه بر اين يک مرز سنگچين بزرگ در تنگ بلاغی و کوه های مجاور آن و دشت پاسارگاد شناسايي شدکه با توجه به قرار داشن گورهای توده سنگی در داخل و يا کنار آن، احتمالاً مربوط به دوره اشکانی می باشد.

پس از دوره اشکانی، دوره ساسانی در تنگ بلاغی دارای آثار ارزشمندی می باشد که توسط هيات مشترک ايران ـ لهستان مورد کاوش باستان شناسي قرار گرفت. در اين راستا يک محوطه استحصال شيره انگور و يک کارگاه ذوب فلز شناسايي شد که دارای سفال شاخص اصطخر (اواخر ساسانی ـ اوايل اسلام) با نقش استامپی شناسايي شد.

آثار دوره اسلامی تنگ بلاغی شامل گورستان شهدای مار (محوطه 85) دارای سنگ قبرهای ساده ای بر روی سنگ های طبيعی با خطوط نسخ و ثلث می باشد که مربوط به دوره صفويه به بعد است. علاوه بر اين يک کوره ذوب فلز از اين دوره و تعداد زيادی کومه کره های عشايري(آغل موقّت) شناسايي شد.

تيم های باستان شناسي از ايران به همراه تيم هایی از کشورهای مختلفی نظير ايتاليا، آلمان، لهستان، ژاپن، فرانسه و امريکا به صورت مشترک تعدادی از محوطه های مهم تنگ بلاغی را مورد کاوش قرار دادند.

 

علاوه بر آثار ارزشمند تاريخی، تنگ بلاغی دارای درختان کهنسال بنه (پسته کوهی) می باشد که عمر برخی از درختان آن به بيش از هزار سال می رسد. علاوه بر اين، تنگ بلاغی همه ساله به عنوان يکی از مراتع سر سبز، مورد توجه عشاير منطقه مانند طایفه های: کردشولی و باصری (علی شاه قلی و لب موسي و ننه عربی) بوده است که فصل بهار را در آن سپری می کنند.