پنجشنبه ، 27 مهر 1396
 
 
توقف
منوی شهر سوخته
معرفی شهر سوخته
معرفی شهرسوخته
مجموعه تپه های شهرسوخته، با حدود 19 متر ارتفاع از سطح دشت اطراف، و با بیش از 150 هکتار مساحت، یکی از بزرگترین سکونتگاه های دوران آغاز شهرنشینی (عصر مفرغ) در شرق فلات ایران می باشد. شهر سوخته بین 61 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی و 30 درجه و 31 دقیقه طول شرقی در جنوب شرق ایران و در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته است. این محوطه در حدود 55 کیلومتری جنوب غرب زابل و در کنار راه زابل – زاهدان واقع شده است. سایت در جهتی تقریبا شمالی جنوبی کشیده شده که طول آن بالغ بر 2200 متر و عرض آن حدود 1090 مترمی باشد. چنین ابعاد و اندازه های بزرگی شهر سوخته را به بزرگترین استقرار آثار تاریخی در شرق فلات ایران تبدیل نموده است. اکنون اطراف آن را بیابانی خشک احاطه کرده است در حالیکه در گذشته دشتی قابل کشت و زرع در اطراف این استقرار آغاز تاریخی وجود داشته است که به وسیله رود بیابان (یکی از شاخه های خشک کنونی هیرمند) آبیاری میشده است. اولین ساکنین این شهر باستانی در حدود 3200 قبل از میلاد مسیح در آن سکنی گزیدند و برای مدت 1200 سال به سکونت خود در این محل ادامه دادند. در طی این مدت شهر یه سرعت گسترش یافت و بخش های جدیدی از جمله منطقه مسکونی شرقی و مرکزی، بخش صنعتی، بخش بناهای یادمانی و گورستان در آن ایجاد گردید. این شهر در طول حیات خویش به اوج شکوفایی و پیشرفت در زمینه های علمی، پزشکی، صنعتی، اجتماع، اقتصادی، بازرگانی، کشاورزی و دامپروری رسید به گونه ای که نسبت به جوامع همعصر خود در کلیه زمینه های یاد شده سرآمد بوده و دامنه نفوذ و ارتباطات فرهنگی آن را می توان از شمال تا ترکمنستان جنوبی، از جنوب تا کرانه های در یای عمان، از غرب تا مرکز فلات ایران و بین النهرین و از شرق تا افغانستان و نیز تا دره سند مشاهده نمود. محلات مسکونی در بردارنده بقایای معماری است که نشانگر پلان و محلات مختلف شهر می باشد. گورستان آن در خارج از منطقه مسکونی با 21 هکتار وسعت با دارا بودن حدود 25 هزار گور از جمله بزرگ ترین و غنی ترین گورستان های برجای مانده از عصر مفرغ می باشد.

مهمترین ویژگی های شهرسوخته
1. شهرسوخته از نخستین شهرهای فلات ایران است. گذار از روستانشینی به شهرنشینی در فلات ایران و بویژه در شرق آن از تحولات شگرف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اواخر دوران کالکولیتیک و اوایل دوران مفرغ در ایران است. بوجود آمدن نخستین جوامع پیچیده در قالب شهرها در شرق ایران را به خوبی می توان از خلال یافته های باستان شناسی شهرسوخته بازسازی نمود. اطلاعات و انتشاراتی که تاکنون در این زمینه منتشر شده است گواه محکمی بر این مدعا می باشد.


2. شهرسوخته از محوطه های مهمی است که اطلاعات کاملی در ارتباط با چگونگی سازگاری انسان با محیطی خشک و اقلیمی دشوار را ارئه می کند. به کار گیری شیوه های هوشمندانه از سوی ساکنان شهرسوخته در هزاره سوم قبل از میلاد در زمینه استفاده از منابع محیطی و نیز منابع و مواد خامی که در بیرون از منطقه سیستان وجود داشته، تصویری منحصر بفرد از این استقرار دوران آغاز تاریخی ارائه می کند.


3. شهرسوخته از معدود سایت های باستانی است که به دلیل شرایط اقلیمی و آب و هوایی خاص به بهترین شیوه ممکن مواد فرهنگی و بویژه مواد ارگانیک را حفظ می کند. اهمیت این نکته از اینجا روشن می شود که اینگونه مواد در اکثر سایت های باستانی از بین می روند و از اینرو اطلاعات ما در باره جنبه های مختلف زندگی مردمان باستان ناقص باقی می ماند. تنها چند نقطه در جهان است که می تواند در این زمینه یک استثنا تلقی شود که از آن جمله است مصر، پرو و سیستان. شهرسوخته را می توان بایگانی عظیمی از اینگونه اطلاعات دانست که جنبه های مختلف زندگی بشری را در روزگار باستان روشن سازد و از اینرو به خوبی شایستگی آن را دارد که در فهرست میراث جهانی بشری ثبت گردد.


4. شهرسوخته به نسبت دیگر محوطه های همعصر خود به لحاظ تکنولژیکی از پیشرفت بیشتری برخوردار بوده است. ساخت ظروف بسیار زیبا و ظریف از سنگ مرمر، ساخت انواع زینت الات از جنس سنگهای نیمه بهاداری همچون لاجورد، فلزگری به نسبت پیشرفته، معماری تکامل یافته و پیشرفته، فن و هنر سفالگری بسیار تکامل یافته پیشرفته، صنایع دستی بی نظیر (از جمله شواهد هنر معرق و منبت کاری که شاید قدیمی ترین نمونه های جهان باستان بوده باشد) همگی نشان از نبوغ فکری ، هنری و صنعتی مرمدان سیستان و شهرسوخته در دوران پیش از تاریخ داشته است.


5. شهرسوخته بی شک در برخی علوم از پیشرو ترین شهرهای زمان خود بوده است. شواهدی که در زمینه پزشکی وجود دارد نشان می دهد که پزشکان شهرسوخته در آن زمان اقدام به تشخیص و درمان بیماری هایی می نموده اند که حتی در مقیاس امروزی جزو بیماره های پیچیده و دشوار تلقی می شود. شواهد جراحی جمجمه دختر سیزده ساله ای که به بیماری هیدروسفالی مبتلا بوده است از جمله این اقدامات تهورآمیز بوده است. تهیه یک پروتز مصنوعی چشم از دیگر شاهکارهایی است که در جهان اگر بی نظید نباشد کم نظیر است. تمامی این اطلاعات از تنها حجم محدودی کاوش های باستان شناسی بدست آمده است و چه بسا با انجام بررسی ها و کاوش های بیشتر بتوان به جنبه های اعجازآمیز دیگری از این تمدن کهن دست یافت.


6. شهرسوخته از لحاظ معماری و شهرسازی بر اساس یک برنامه مشخص و از قبل طراخی شده رشد کرده است. نحوه قرارگیری محلات در کنار یکدیگر، تاسیسات شهری، جداسازی بخش های مختلف استقرار از یکدیگر (ازجمله گورستان از بخش مسکونی)، وجود تاسیسات زهکشی و فاضلاب همگی گواهی بر ین مدعا می باشند.


7. جامعه شهرسوخته جامعه ای بوده است که به لحاظ فرهنگی و قومی از تنوع زیادی برخوردار بوده است. وجود سنت های مختلف تدفین مردگان در گورستان شهر نشان می دهد که جامعه به لحاظ آئینی و فرهنگی به بخش های مختلفی تقسیم می شده است.


8. شهرسوخته از جمله شهرهای باستانی بوده است که از ارتباطات درون منطقه ای و برون منطقه ای خاصی برخوردار بوده است و به لحاظ تجاری با مناطق دوردستی مراودات بازرگانی داشته است. مواد خام صنعتی (موادی همچون سنگ لاجورد، فیروزه، سنگ مس، سایر کانی های معدنی، صدف های دریایی، چوب های نادر همچون حب المرجان و غیره) در این زمینه اطلاعات بسیاری در اختیار ما قرار می دهد. گذشته از تبادلات بازرگانی، مردمان شهرسوخته با منطق دوردستی ارتباطات فرهنگی داشته اند. دلیل این امر شباهت های زیادی که در بسیاری از دست افزارهای شهرسوخته به مناطق همجوار و دور دست دیده می شود.


9. جامعه شهرسوخته را می توان جامعه دانست که مردمان آن به سطحی از رفاه دست یافته بودند که به فکر اوقات فراغت خود بوده اند و ابزارهای پیچیده ای برای پر کردن آن ابداع کرده بودند. بازی فکری که از درون یکی از تدفین های شهرسوخته بدست آمده گواه این امر است. همین نکته را در خصوص ویژگی های ظاهری مردمان شهرسوخته می توان گفت. کشف نمونه های فراوانی از آئینه های مفرغی، شانه های چوبی یا سرمه دان های سنگی که از گورستان و منطقه مسکونی بدست آمده است. تمامی این اطلاعاتی که در این زمینه در اختیار ماست را به یمن اشیای یافته شده از این محوطه باستانی است.


10. بدون شک شهرسوخته آن نقطه مهمی است که بسایری از اسرار دنیای باستان را می تواند که برای پژوهشگران و باستان شناسان اکنون ناشناخته است را می تواند روشن سازد و از اینرو بایسته است که این سایت باستانی به خوبی برای نسل های آینده بشریت حفظ شود.


11. شهرسوخته حلقه اتصال تمدن های شرق و غرب بوده است. این شهر باستانی شهرهای موجود در دره سند را به بین النهرین پیوند می داده است. گذشته از این، بسیاری از کالاهای مصرفی بازارهای بین النهرین را یا خود این محوطه می ساخته و تامین می کرده است یا اینکه مواد خام لازم برای تولید آنها را به جنوب غرب ایران (خوزستان و دشت شوشان) بین النهرین ارسال می کرده است. شهرها و بازارهای بین النهرین بدون شک بخشی از رشد و شکوفایی خود را مرهون این استقرار دوران آغاز تاریخی بوده اند.


12. شهرسوخته آزمایشگاهی در فضای باز در دشت سیستان است که می توان اطلاعات زیادی را در باره جنبه های آغازین کشاورزی، علوم، فرهنگ، صنعت، دامپروری، مهاجرت های انسانی، دیرین آسیب شناسی انسانی، دیرین انگل شناسی و غیره کسب نمود.


13. جنبه اسرارآمیز بودن این شهر در این است که نه می دانیم دقیقا مردمانی که آن را پایه گذاری کرده اند از کجا آمده اند و نه اینکه پس از متروک شدن استقرار مردمان آن به کجا مهاجرت کرده و یا در کجا رحل اقامت افکنده اند.


14. شواهد فراوانی وجود دارد که اطلاعاتی در باره لایه های مختلف اجتماعی در اختیار ما قرار می دهد. وجود پیشه وران تمام وقت و متخصص را می توان از روش های مختلف به اثبات رساند. از طریق کشف ابزارهای آنان که به همراه آنان دفن شده است و یا از طریق محصولات تولیدی آنان که در کاوش ها بدست آمده است مثل طروف مرمرین. همچنین سلسله مراتب اجتماعی و وجود اقشار ثروتمند و فقیر که به خوبی از تدفین شهرسوخته می توان به وجود آنها پی برد. این نکته خود روشن می سازد که این شهر باستانی به معنای واقعی کلمه یک شهر بوده دارای یک نظام اداری و سیاسی پیچیده بوده است.


15. وجود یک مدل استقراری منطبق با منابع محیط زیستی منطقه. به این ترتیب که یک استقرار بزرگ یا یک شهر در مرکز قرار داشته و چند صد روستای اقماری در اطراف و اکناف این شهر بزرک بوده است. همان مدلی که در ادبیات باستان شناسی به نام مدل مکان مرکزی شناخته می شود. که این خود به خوبی انطباق و سازگاری با شرایط محیطی را نشان می دهد.


16. شهرسوخته تاکنون به خوبی حفاظت شده و از این نظر کمترین میزان صدمه را دیده است و حفظ همیشگی آن به دلایلی که ذکر شده از مهمترین اولویت ها باید باشد.