شنبه ، 28 مرداد 1396
 
 
توقف
منوی شهر سوخته
تاریخچه شهر سوخته
پیشینه مطالعات باستان شناسی در سیستان:
آثار تاريخي سيستان قبل از آن كه باستان¬شناسانه مورد مطالعه و بررسي قرار گيرند، در طول دو قرن اخير از سوي تعدادي سياح، صاحب منصب سياسي يا نظامي و یا خاورشناس غربي مورد بازديد و معرفي قرار گرفته بودند هر چند امروزه این لطلاعات از نقطه نظر باستان¬شناسي فاقد اعتبار می¬باشند، ليكن از آنجا كه در برگيرنده تصاوير، نقشه¬ها و توصيف هستند، مي¬توانند به عنوان اسناد تاريخي در مطالعات علمي و باستان¬شناسي سيستان مورد استفاده قرار گيرند. توصيفيات و يا تصاويري كه آنان در زمان بازديد خود از آثار تاريخي سيستان ارائه داده¬اند، امروزه مي¬تواند ما را در مطالعات باستان¬شناختي سيستان ياري رسانده و يا در برآورد روند تخريب آثار تاريخي در نتیجه فرسایش باد و یا سیل كمك نمايند. برخی از آثار تاريخي كه آنان به معرفي و توصيف¬شان پرداخته بودند، امروزه به دلايل مختلف از جمله: وزش بادهاي صد و بيست روزه و جا به جايي تل های ریگ روان و ماسه بادی، زير آنها مدفون شده و يا در نتيجه گذشت زمان و دخل و تصرف انساني از بين رفته¬اند. براي مثال امروزه از ميل قاسم آباد واقع در شمال غرب خرابه هاي زاهدان كهنه چيزي جز يك تل متشكل از قطعات خشت و آجر باقي نمانده است حال آنكه اوئن اسميت در سال 1871میلادی آن را كه بيش از 70 فوت ارتفاع داشته، توصيف كرد و مك¬ماهون نيز در سال 1903 میلادی عكس آن را گرفته و در گزارش خود به چاپ رسانده است.

سر اورل اشتاين در سال¬هاي 1915 و 1916 میلادی دشت سيستان را بررسی باستان¬شناسي نمود و در شناسايي و معرفي بسياري از آثار تاريخي اين منطقه گام های بلندی برداشته است، در سال 1925 میلادی باستان¬شناس آلماني ارنست هرتسفلد از سيستان و آثار تاريخي آن به ويژه كوه خواجه بازديد كرد. وي چهار سال بعد يعني در سال 1929 میلادی همراه با گروه كوچكي به آنجا بازگشت و به مساحي، نقشه¬برداري و حفاري در آن محل پرداخت. او در طول ماه¬هاي فوريه و مارس 1929 میلادی موفق به کشف و پاكسازي بخشي از نقاشي¬هاي ديواري كوه خواجه گرديد و آنها را با خود به برلين منتقل كرد. هرتسفلد نتايج حاصل از مطالعات خود در سيستان و به ويژه كوه خواجه را ابتدا در سال 1932 میلادی در كتابي با عنوان «سكستان» به چاپ رساند، سپس گزارش خود را با تفصيل بيشتر در كتاب «ايران در شرق باستان» كه در سال 1941 میلادی چاپ شد، منتشر ساخت.
در سال 1959 میلادی و متعاقب انعقاد قرار داد همكاري متقابل پژوهش¬هاي باستان¬شناسي در سيستان ايران، بين اداره كل باستان¬شناسي ايران و مؤسسه ايزمئو ايتاليا، جوزپه توچي (G.Tucci) كه در آن وقت رياست مؤسسه ايزمئو را به عهده داشت، راهي سيستان شد و طي يك بازيد مقدماتي از آثار تاريخي سيستان ديدن كرد. در سال 1960 میلادی، هيات باستان¬شناسي ايتاليا به سرپرستي «امبرتو شراتو» بررسي باستان¬شناختي در سيستان را آغاز كرد و طي آن موفق به شناسايي محوطه¬هاي ناشناخته¬اي چون: دهانه غلامان (هخامنشي)، قلعه تپه (اشکانی) و قلعه سام (اشكاني، ساساني) شدند

در سال 1961 میلادی باستان¬شناس ايتاليايي جیورجیوگوليني»(Giorgio Gullini ) به کاوش در كوه خواجه پرداخت و نتايج مطالعات خود را در كتابي با نام «معماری ایران از دوره هخامنشی تا دوره ساسانی، كوه خواجه سيستان» منتشر گرديد.


پیشینه مطالعات باستان شناسی در شهرسوخته:
در سال 1967 میلادی عمليات كاوش در تپه¬هاي پيش از تاريخي شهرسوخته با همكاري متقابل مركز باستان¬شناسي ايران و مؤسسه ايزمئو ايتاليا و به سرپرستي «ماريتسيو توزي» (M.Tosi) آغاز گرديد. نتايج مطالعات و پژوهش¬هاي باستان¬شناسانه اين گروه كه تا سال 1978 میلادی در شهرسوخته ادامه داشت، در بيش از ده¬ها مقاله و كتاب و به زبان¬هاي گوناگون و رايج دنيا چاپ و منتشر شده است.
نكته قابل توجه در برنامه كاوش شهر سوخته، حضور تعداد قابل توجه¬اي از متخصصان و دانشمندان غير باستان¬شناس بود. اهميت آثار مكشوفه از شهرسوخته در مراحل آغازين كار، مسئولين مؤسسه شرق-شناسي ايتاليا را بر آن داشت تا با فراهم نمودن امكانات، مقدمات و توانمندي¬هاي لازم سعي نمايند، عمليات كاوش و تفسير يافته¬هاي باستاني در اين محوطه ارزشمند به روش¬هاي كاملاً علمي انجام گيرد. از این رو تعدادي زمين شناس، ديرين گياه¬شناس، انسان¬شناس، ديرين جانورشناس، متخصصان فيزيك هسته¬اي و ديگر متخصصين ايتاليايي و ژاپني به محل عازم شدند تا هر يك با بهره¬گيري از تخصص و دانش خود تلاش نمايند، عمليات كاوش و تفسير و تبیين يافته¬هاي باستاني شهر سوخته را كارآمدتر و كارشناسانه¬تر انجام دهند. در ميان آنها مي¬توان به نقش مفيد و ارزنده دانشمندان ژاپني اشاره داشت كه توانسته¬اند با انجام مطالعات مختلف و بهره¬گيري از تكنيك¬هاي مدرن همچون: پالئو مغناطيس، اورانيوم38؛ كربن 14 و روش شكاف هسته¬اي در تعيين قدمت آثار مكشوفه نتایج مفیدی ارایه دهند.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه توقف تمام فعاليت¬هاي هيأت¬هاي باستان¬شناسي خارجي را به دنبال داشت، كار در سيستان نيز متوقف شد. سال 1376ه‍ .ش. را بايد سال تجديد مطالعات علمی باستان¬شناختي در سيستان دانست. در اين سال هياتي از كارشناسان ايراني متشکل از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و دانشگاه سیستان و بلوچستان به سرپرستي سيد منصور سيدسجادي مأموريت يافتند تا با انجام بررسي¬هاي مقدماتي و گمانه¬زني در دو محوطه شهر سوخته و كوه خواجه زمينه را براي انجام يك پژوهش گسترده باستان¬شناسي در سيستان فراهم نمايند. اجراي اين طرح گسترده از سال 1376 به بعد با انجام كاوش¬هاي دقيق باستان¬شناختي در شهر سوخته و از سال 1379 به بعد همزمان با شهر سوخته، در محوطه دهانه غلامان نيز آغاز شد.
نتايج مطالعات سيد منصور سيد سجادي و هيأت تحت سرپرستي ايشان تا كنون در غالب چندين مقاله و كتاب تشريح و منتشر شده است.


بخش های مختلف استفرار:
پس از انجام بررسی ها و کاوش های اولیه، باستان شناسان شهرسوخته را به بخش های مختلفی تقسیم نموده اند که عبارتند از:

بخش جنوبی به مرکزیت کاخ سوخته :
این بخش از استقرار که کاوش آن از سال 1969 آغاز گردیده، در بردارنده جدیدترین آثار معماری و سایر بقایای فرهنگی می باشد. هیئت ایتالیایی پس از انجام کاوش های میدانی در این محل موفق به از خاک در آوردن ساختمان بزرگ و وسیعی شده است که بعد ها به "کاخ یا بنای سوخته" معروف شده است.

منطقه مسکونی شرقی :
منطقه مسکونی شرقی تمامی بخش شرقی استقرار را شامل می شود. این بخش از استقرار دارای حدود 16 هکتار وسعت می باشد که ارائه دهنده طولانی ترین توالی تاریخی و گاهنگاری می باشد. پژوهش های باستان شناسی حاکی از آن است که این بخش از دوره اول تا پایان دوره سوم (از سال های 3200 تا 2300 پیش از میلاد مسیح) مسکونی بوده است. در نتیجه حفریات گسترده بخش بزرگی از بافت معماری مسکونی از زیر خاک خارج گردیده است. این کاوش ها مبین آن است که این بخش بصورت بسیار متراکم در دوره دوم استقرار مورد سکونت قرار گرفته و منازل مسکونی (که بوسیله کوچه های مواج باریکی از همدیگر تفکیک شده) در اینجا متمرکز شده اند. خانه های مسکونی شهرسوخته دارای نقشه چهارگوش با فضاهای باز و بخش هایی برای انجام فعالیت های روزمره (همچون پخت و پز، دامداری و غیره) و در برخی موارد فعالیت های پیشه ورانه است. درون برخی از خانه های مسکونی این بخش باستان شناسان ایتالیایی هزاران پیکرک انسانی و حیوانی کشف نموده اند که شباهت زیادی با نمونه های کشف شده از منطقه بنا های یادمانی دارد. هیئت سازمان میراث فرهنگی نیز کاوش های جدیدی را در این محل آغاز نموده که نتایج آن تا کنون منتشر نشده است.

بخش ها و محلات مرکزی :
این بخش که در قسمت مرکزی قرار دارد از منطقه مسکونی شرقی با دره کوچکی مجزا می گردد و مساحت آن با افزودن بخش غربی کاخ سوخته بالغ بر 20 هکتار می باشد. این بخش از استقرار طی نیمه نخست هزاره سوم قبل از میلاد توسعه یافته و ظاهرا از فاز 7 تا فاز 4 فعالیت های انسانی در آن جریان داشته است. بررسی های باستان شناسی و همچنین عکس های هوایی مجموعه ساختمانی بزرگی را در حدود 300 متری منطقه مسکونی شرقی نمایان ساخته است. این بنا دارای دیوار های قطوری می باشد که یک محوطه 5000 متر مربعی را احاطه نموده است. تاسیسات درونی این بنا شامل اتاق های مسکونی و احتمالا یک حیات مرکزی می باشد. در ابتدا حدود 800 متر مربع از قسمت جنوب شرقی و سپس 300 متر مربع از فضای غربی بنای مذکور را هیئت ایتالیایی از سال 1975 تا سال 1978 کاوش نموده است تا تصویری روشن تر از ماهیت فضا های معماری این بنا بدست آید.
بر اساس کاوش های بخش جنوب شرقی دو مرحله پیاپی ساخت وساز شناسایی شده است. در مرحله نخست تعدادی فضا با پلان چهارگوش کشف گردیده که با دقت به فضا های کوچکتر تقسیم شده و در برخی موارد دارای دیوارهای قطور تا 1.80 سانتی متر می باشد. در مرحله بعد، به نظر می رسد که فضا ها و اتاق های مرحله نخست تخریب و صاف شده و به جای آن ساختمان دومی (با کمی گسترش به سمت جنوب) با همان مشخصات اما در جهتی کمی متفاوت با بنای نخست ساخته شده است. در این بخش از شهرسوخته و در ساختمان مذکور همچون منطقه مسکونی شرقی تعداد زیادی پیکرک انسانی و حیوانی کشف گردیده که با نمونه های بدست آمده از بنای یادمانی واقع دربخش شمالی کاملا همسان است.

منطقه بناهای یادمانی:
منطقه یادمانی در مربع O و در شمال غرب، ما بین منطقه مسکونی شرقی و منطقه صنعتی شمال غرب واقع شده است. این بخش بوسیله یک دره کوچک رسوبی از منطقه صنعتی در غرب تفکیک می گردد در حالیکه در بخش جنوب و در بخش شرق با بخش های دیگر هم مرز است. این منطقه از تعدادی تپه کوچک تشکیل شده است که هر یک احتمالا نشانگر ساختمان ها و بناهای متعلق به دوره های مختلف می باشد. در سطح این بخش از محوطه باستانی شهرسوخته بقایای باستان شناختی و فرهنگی همچون قطعات سفال، مهرهای مسطح و ظروف سنگی پراکنده هستند. همچنین بقایای یک کارگاه صنعتی بر روی این بخش شناسایی گردیده است.
اشیایی که از درون اتاق های مختلف بنای شماره 1 بدست آمده اند عمدتا عبارتند از اشیایی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گرفته است (همچون ظروف سفالی، و ظروف سنگی)، اشیایی که جنبه آیینی دارند (همچون پیکرک های انسانی و حیوانی گلی و سفالی)، اشیایی که دارای کاربرد اداری و اقتصادی بوده است (همچون مهرهای مسطح، مهر های استوانه ای، اثرات مهر، درپوش های خمره های سفالی)، اشیایی دیسکی شکل از جنس گل پخته، قطعات پارچه، اشیای چوبی و سنگی، قطعات سبد های ساخته شده از نی، ژتون های حسابداری، مهر های سنگی و سفالی، شانه های چوبی و قالب ها و ابزار های سنگی و فلزی. اما در بین اشیای بدست آمده پیکرک های گلی و سفالی انسانی و حیوانی بسیار فراوان هستند. هیئت ایرانی تا کنون چند صد عدد از این نوع اشیا را بدست آورده که مطالعه آنها بیانگر وجود ارتباطات فرهنگی با مناطق دوردست همچون آسیای مرکزی و بلوچستان بوده است.
بر اساس اشیا و بقایای باستانشناختی که تا کنون از بنای مذکور بدست آمده می توان آن را بین فازهای پایانی دوره اول (فازهای 8-9) تا فازهای پایانی دوره دوم (فازهای 6-5) تاریخ گذاری نمود. هر چند در برخی موارد بقایای محدودی از استقرار دوره سوم (حدود 2500-2300 پیش از میلاد) نیز بدست آمده است.

منطقه صنعتی شمال غربی :
این بخش مثلثی در گوشه شمال غربی شهرسوخته قرار گرفته و بوسیله سه دیافراگم طبیعی از گورستان، منطقه بنا های یادمانی و بخش های مرکزی جدا می شود. مساحت آن حدود 6 هکتار است و بر اساس کاوش های صورت گرفته در سال 1972 کارگاه های ساخت مهره های لاجورد و عقیق و دیگر سنگ های نیمه بهادار در این قسمت شناسایی شده است . در اینجا هیئت ایتالیایی تعدادی اتاق در مربع EWK را کشف نموده، متعلق به دوره دوم استقراری شهرسوخته (فاز 7)، که از آنها برای ساخت مهر های زینتی از جنس لاجورد، فیروزه و عقیق استفاده می شده است. دلیل این امر وجود هزاران نمونه ساخته شده، مهر های نیمه کاره و سایر ضایعات صنعتی می باشد که معمولا در فرآیند تولید مهر های سنگی بر جای می ماند.
لازم به ذکر است که در دور جدید کاوش های باستان شناختی در شهرسوخته این منطقه نیز بصورت محدود مورد کاوش قرار گرفته که نتایج آنها حاکی از وجود اتاق های مسکونی با شواهد انجام فعالیت های پیشه ورانه است .

منطقه صنعتی جنوبی
تاکنون در این بخش از استقرار آغاز تاریخی شهرسوخته کاوش های میدانی صورت نگرفته است. اما بررسی های سطحی انجام شده در این بخش از شهر حکایت از آن دارد که فعالیت های پیشه ورانه در ارتباط با ساخت ابزارهای سنگی از جنس چخماغ در این ناحیه رواج داشته است. در حال حاضر بطور یقین نمیتوان گفت که این فعالیت ها در چه سطحی انجام می گرفته است و باید منتظر انجام کاوش های باستان شناسی دامنه دارتر در این بخش از محوطه باستانی شهرسوخته بود.

گورستان:
گورستان شهرسوخته بصورت کاملا تصادفی در سال 1972 کشف گردید. گورستان مذکور در بخش جنوب و جنوب غربی این محوطه باستانی قراردارد و مساحت آن بالغ بر 20-25 هکتار است. بر مبنای تمرکز و تراکم قبور در این گورستان میانگین 13 گور در هر 100 متر مربع تخمین زده شده است.
بررسی های انجام شده نشان داده اند که این جا یکی از وسیعترین گورستان های دوران آغاز تاریخی بوده است. این گورستان حدود000 20 تا 37500 قبر را در بر گرفته است و با این وجود به نظر می رسد گورستانی با این وسعت و تعداد قبر برای یک دوره 1200-1000 ساله زندگانی در شهر سوخته کافی نبوده است.
بخشهای شرقی و جنوب شرقی گورستان در زمانی دور با آبهای ساحلی دریاچه هامون برخورد داشته و نشانه های فرسایشی آب را می توان در بدنه آن ملاحظه کرد و به همین سبب به نظر می آید بخشهائی از آن طی سالیان دراز مجاورت با آبها، از بین رفته باشد. نظر دیگر آن است که احتمالا در تپه های نزدیک و چسبیده به شهر سوخته گورستان دیگری وجود داشته است که آثار آن تا کنون پیدا نشده است. گورهای شهر سوخته از نظر ساختمان، توزیع و پراکندگی از یک سو و شکل های تدفین و سنت های تشییع، از سوی دیگر بسیار متنوع می باشند. طی کاوشهای گورستان شهر سوخته تعداد ده (10) گونه ساختمانی مختلف قبر دیده شده که تنها استفاده از 3 گونه بیشتر رایج بوده و تعداد گورهای بدست آمده از هفت گونه دیگر محدود بوده است. نتايج كاوش ها و بررسي های انجام شده در قبرهای حفاري شده نشان داده كه استفاده از گونه های ساختماني پنجم تا دهم نادر بوده و مجموعا 9 قبر شامل دو نمونه از گونه ششم، يك نمونه از هر یک از گونه هاي پنجم و هفتم و هشتم، سه نمونه از گروه نهم و یک نمونه از گروه دهم پیدا شده است. همين بررسی ها نشان داده اند كه تعداد قبرهای گونه دوم ( گودالهای دو قسمتی) و پس از آن گونه اول یا گودالهای ساده بيشترين نوع قبرهای مورد استفاده در شهر سوخته را تشكيل می داده اند و پس از آن گونه های سردابه ای/ شبه سردابه ای با 34 نمونه قرار دارند.
ساختمان این قبرها معمولا ساده بوده و به جز يك مورد استثنائي (قبر شماره 2700 ) كه در ديوارة جانبي قبر مقداري حصير ديده شده، تنها ماده ساختماني بكار رفته در ساختمان اين قبرها خشت بوده است. گونه هاي ساختماني قبرهاي شهر سوخته عبارتند از :
1- چاله ها يا گودال هاي ساده. اين گورها داراي شكل هندسي منظمي نبوده و شكل هاي چهار گوش، دايره، بيضي و نامنظم در ميان آن ها ديده مي شود. گودي اين گروه از گورها بين چند سانتيمتر تا يك متر در نوسان است. نوسان و ريزش و جا به جايي خاك هاي سست اطراف اين دسته از قبور باعث عدم دقت كافي در اندازه گيري ها مي شوند. در این قبور، فرد مدفون را همراه اشياي لازم در چاله كار گذاشته و روي آن را با خاك پر مي كرده اند و به اين ترتيب فرد مدفون با خاك تماس پيدا مي كرده و مراحل فساد و از بين رفتن بسرعت بيشتری انجام می گرفته است از اين گورها يك بار و گاهي دوبار استفاده شده و در برخی موارد بيش از يك اسكلت در آن ها جای داده شده است. اين گروه از قبرها پس از گونه گودال های دو قسمتی، بيشترين قبرهای پيدا شده در شهرسوخته اند.
2- چاله ها يا گودال های دوقسمتی. اين گورها از نظر كلی شبيه به گورهای دسته اول هستند با اين تفاوت كه شكل خارجی آن ها نزديك به دايره بوده و يك ديوار متشكل از يك تا هشت خشت آن ها را به دو گودال جداگانه تقسيم مي كرده است. خشت های مورد استفاده در اين قبور شبيه به خشت های استفاده شده در بناهای شهر سوخته هستند. اندازه و مساحت اين گونه از قبرها بزرگتر از گروه اول بوده و در برخی از آن ها بيش از يك اسكلت جای داده شده است. در گورهای دو قسمتی اشيا و اسكلت ها گاهی در جبهه شمالی و گاهی در جبهه جنوبی دفن مي شده اند و ظاهرا قاعده ای خاص براي اين كار وجود نداشته است، اما موارد نادری نيز ديده شده كه در طرف خالی قبر هم يكی - دو شی پيدا شده است. در اين گونه از قبرها هم به مانند گورهای گونه نخست، تماس با مواد خارجی مستقيم بوده است. قبور دو قسمتی شهر سوخته شباهت های نزديكی با قبرهای محوطه باستانی مهرگر در نزديكی كويته پاكستان دارند.
3- قبرهای شبه سردابه ای. اين دسته از قبرها شبيه گروه چهار يا قبرهای سردابه ای هستند و تفاوت آن ها با قبرهای سردابه ای در آنست كه ديواره جدا كننده چاله قبر و اتاقك تدفين با يك رديف خشت از يكديگر جدا مي شده و در نتيجه، درگاهی آن تقريبا باز باقي مي مانده ؛ بنابراين خاک پركننده چاله قبر به داخل سردابه نفوذ می كرده است.
4- قبرهاي سردابه ای قابل توجه ترين قبرهای به دست آمده در شهر سوخته متعلق به اين گونه قبرها هستند. اين گورها از دو قسمت متمايز چاله ورودی و محل دفن تركيب شده اند. در اين قبرها، ابتدا گودالی به عمق تقريبی 120 سانتيمتر كنده و سپس در يكی از جبهه های آن دخمه ای به شكل يك اتاق زير زمينی بيضی شكل به عمق تقريبی 180 سانتيمتر حفاری می شده است. شخص مدفون همراه نذور و اشياي مختلف داخل سردابه گذاشته مي شده و سپس در ورودی با چند رديف خشت بسته می شده است. به علت نبودن فشار خاك، اسكلت ها و اشيا، اين قبرها سالم تر از گروه های ديگر باقی مانده اند. در صورت استفاده مجدد از اين گورها بقايای اسكلت اولي جمع آوری شده و جای كافی برای تدفين بعدی آماده می شده است. بررسی های انجام شده روی اشيای اين دسته از قبرها نشان داده اند كه صاحبان آن ها افراد متمايز جامعه شهر سوخته بوده اند وحداقل از نظر ثروت شخصي با قبور ديگر متفاوت هستند. تعداد اشيای اين قبور بين 20 تا 120 در نوسان است.
5- قبرهای خشتی مستطيل. در اين گونه قبرها ديواره قبر با يك ديوار خشتی به شكل مستطيل ساخته می شده است.
6- قبرهای خشتی مربع. مانند گروه پيشين هستند و تنها شكل هندسی و خارجی آن ها با يكديگر متفاوت است.
7- قبرهای دو ديواره. در اين گروه از قبرها دو ديوار قبر با خشت ساخته می شده و دو ضلع ديگر آن به صورت طبيعی باقی می مانده است.
8- قبرهاي دايره اي شكل. اين گروه از قبرها داراي ديواره دايره شكل خشتي و يك در ورودي بوده اند.
9- گودال هاي دايره با در مسدود. اين گروه از قبرها شبيه گودال هاي ساده و اغلب به شكل دايره يا بيضي هستند. تفاوت اين دسته از قبرها با گودال هاي ساده در آن است كه در ديوارة قبر دري كنده مي شده و سپس آن را با چند رديف خشت مسدود مي كرده اند.
در گودال هاي دايره – با در خشتي مسدود نيز وضع تدفين مانند انواع گودال هاي ساده و گودال هاي دو قسمتي بوده است و اسكلت و اشيا در تماس مستقيم با خاك بوده اند.
10. گورهای "کاسه ای". این گونه از گورها منحصرا مختص نوزادان بوده است. جسد کودک در گودال ساده ای قرار می گرفته و سپس با یک کاسه بزرگ سفالی پوشیده می شده و سپس خاک روی کلیه مجموعه ریخته می شده است.
گفته شد كه قبرهای سردابه ای از دو قسمت متمايز تشكيل می شده اند؛ يك گودال عمودی و يك اتاقك يا دخمه در جنب گودال عمودی. در اين دسته از قبرها اسكلت و اشياء و هدايا برای مدت هزاران سال در فضای سربسته و بدون هوا و بدون تماس مستقيم با خاك و ساير مواد باقی مي مانند و بنابراين مرحله آغاز فساد و از بين رفتن بقايای مدفون و نيز اشياء دير تر آغاز شده و طولانی تر مي شود و به همين دليل مواد باستانی موجود در این دسته از قبرها از آلودگی و اختلاط كمتری برخوردارند. گونه قبرهای سردابه ای شهر سوخته شباهت های زيادی با نمونه هاي پيدا شده در آسيای مركزی و محوطه های باستانی جنوب ازبكستان، در دشت های اطراف آمو دريا و محوطه هائی چون ساپاللی، جاركوتان و تا حدودی كوزالي دارند كه از نظر زماني متعلق به دوران مفرغ هستند. نوعی گورهای شبه سردابه ای در گورستان گنور در ترکمنستان نیز دیده شده است.
اندازه خشت هاي استفاده شده در گورهای سردابه ای و شبه سردابه ای كم و بيش مطابق خشت هائي است كه در بناهاي مسكوني شهر استفاده شده است. كوچكترين اين خشت ها 20 × 20 × 10 سانتيمتر و بزرگترين آن ها 50 × 25 × 10 سانتيمتر است اما اندازه رايج و عمومي آن ها 40 × 20 × 10 سانتيمتر است. در هر تدفين معمولا از خشت هاي هم اندازه استفاده مي شده است اما استثنائاتي نيز ديده شده، براي مثال در تدفين شمارة هاي 2700 و 2701 از دو اندازه خشت استفاده شده است.
در گورستان شهرسوخته قبور جهت جغرافیایی خاصی ندارد و اجساد بدون نظم خاصی در تمام جهات دفن شده اند. اغلب قبور گورستان تنها برای یک بار مورد استفاده قرار گرفته اند، اما قبوری نیز وجود دارند که چندین بار مورد استفاده قرار گرفته اند. در اکثر تدفین ها اشیا و هدایایی همچون ظروف (سفالی، سنگی و فلزی)، مهره های زینتی (عقیق، فیروزه ولاجورد)، مهرهای استوانه ایی و مسطح، حصیر، سبد، پارچه، جانور قربانی، لوازم آرایش (شامل سرمه دان، میل سرمه، مواد آرایشی، هاون های بزکساب، آیینه مفرغی، شانه های چوبی و غیره) و ابزار کار همراه فرد متوفی در گور قرار داده می شده است. ظروف اهدایی اغلب حاوی گندم، جو، انگور، بقایای گوشت و استخوان حیوانات، پرندگان و ماهیان، و گیاهانی همچون سیر، گشنیز، بنه، عدس و غیره می باشند. به این ترتیب، گورستان شهرسوخته منبعی سرشار از اطلاعات است که از آنها می توان برای بازسازی روند تکامل فرهنگی و تاریخی و نیز بازسازی محیط زیست این استقرار بزرگ دوران تاریخی سود جست.


گاهنگاری و توالی فرهنگی شهرسوخته:
تاکنون چهار دوره اصلی استقرار در شهرسوخته تشخیص داده شده است که در بر گیرنده مدت زمانی 1200 ساله می باشد.

دوره اول، 3200-2800 قبل از میلاد (فاز 10-8)
در این دوره استقرار اصلی در منطقه مسکونی شرقی و بخش های مرکزی قرار داشته است. در این دوره شهرسوخته به عنوان یک چهارراه ارتباطی اقتصادی و فرهنگی عمل می کرده است. دلیل آن نیز اشیا و سایر مواد فرهنگی است که از این دوره بدست آمده است؛ اشیا و آثاری همچون مهرهای استوانه ایی از نوع جمدت نصر و ایلامی، یک لوحه آغاز ایلامی و سفال های شبیه به سفال های آسیای مرکزی جنوبی و پاکستان. مساحت شهر در این دوره 16 هکتار بوده است.

دوره دوم، 2800-2500 قبل از میلاد (فاز های 7-5)
در این دوره استقرار بزرگ شده و به سمت شمال غرب جایی که اکنون منطقه بنا های یادمانی قرار دارد گسترش می یابد. مساحت شهر در دوره دوم به بیشترین رشد خود رسیده و از 80 هکتار تجاوز می نماید.

دوره سوم، 2500-2300 قبل از میلاد (فاز های 4-2)
متاسفانه دوره سوم استقرار در شهرسوخته کمتر شناخته شده است. دلیل آن نیز کمبود کاوش های علمی در قسمت هایی است که در بر دارنده آثار دوره سوم باشد. مع الوصف، بر اساس اطلاعاتی که هم اکنون در اختیار است، بقایای باستان شناختی و فرهنگی معرف دوره سوم در بخش های مرکزی که تا پایان فاز سوم سکونت در آن وجود داشته، در گورستان شهر و در تپه رود بیابان 2 شناسایی شده است. مساحت کل استقرار در این دوره به 20 هکتار می رسد.

دوره چهارم، 2300-1850 قبل از میلاد (فاز های 1-0)
بقایای فرهنگی که معرف دوره چهارم می باشد در بخش های جنوبی و جنوب غربی سایت از جمله کاخ سوخته یافت می شود. پس از این دوره شهرسوخته به طور کامل متروک می گردد و در حال حاضر از وضعیت استقرار پس از شهرسوخته تا آغاز دو باره شهرنشینی در دوره هخامنشی در سیستان اطلاعی در دست نیست.
باید توجه داشت که این گاهنگاری از سوی باستان شناسان ایتالیایی پیشنهاد شده و تا کنون بارها حتی از طرف خود آنان مورد تجدید نظر قرار گرفته و در آخرین مقاله منتشر شده از سوی حفار قبلی شهرسوخته یعنی م. توزی تاریخ قطعی ترک استقرار در شهرسوخته حدود 1850 قبل از میلاد ارائه شده است. با این وجود به نظر می رسد که برای رسیدن به یک گاهنگاری جدید و متقن باید منتظر کاوش های دامنه دارتری در بخش های جنوبی محوطه باستانی شهرسوخته بود. اما آنچه در حال حاضر می توان در باره آخرین دوره سکونت در شهرسوخته گفت آن است که آثار بدست آمده از فاز 1 نشانگر شباهت های زیادی با بقایای فرهنگی دوره 5 و 6 بمپور از یک طرف و با فرهنگ ام النار عمان واقع در ساحل جنوبی خلیج فارس از طرف دیگر است. گذشته از این، کاوش های جدید باستان شناسی در منطقه مکران بلوچستان بر روی محوطه باستانی میری کلات تایید کننده این تاریخگذاری می باشد. بر اساس تاریخگذاری های بدست آمده از آزمایش های رادیو کربن بر روی آثار بدست آمده از دوره IIIC، این دوره همزمان با فاز 1 دوره چهارم شهرسوحته می باشد.