پنجشنبه ، 27 مهر 1396
 
 
توقف
منوی پایگاه جغازنبیل
تاریخچه پایگاه چغازنبیل

تاريخچه ايلام

كاوش‌هاي فرانسويان در شوش، تمدن ريشه‌داري را در جنوب غربي ايران آشكار ساخت. پيدايش نوشته‌هايي به خط ميخي و زبان‌هاي سومري، اكدي و ايلامي نشان داده است كه ايلام فرهنگي متشكل از سرزمين‌هاي اوان، شيماشكي، انشان و شوشان بوده است. همچنين مي‌دانيم كه شوش پايتخت ايلام بوده و اين تمدن باستاني، استان كنوني خوزستان را در بر مي‌گرفته است. اولين بار با نام ايلام در نوشته‌هاي قرن 26 پيش از ميلاد، مربوط به پادشاهي سومري به نام "اِنِمْنْ‌ بَرگزي" برخورد مي‌شود. با اين توصيف مي‌توان شروع تاريخ ايلام را به اوايل هزاره سوم ق.م دانست. آنچنان كه شواهد تاريخي نشان مي‌دهد، زوال و نابودي اين تمدن ديرينه در قرن هفتم پيش از ميلاد و به دست "آشورباني‌پال" پادشاه آشور اتفاق مي‌افتد.


 

تاريخچه حفاري چغازنبيل

در فاصله سال‌هاي 1930 تا 1940 ميلادي با توجه به فعاليت‌هاي گسترده شركت‌هاي نفتي خارجي در منطقه و بررسي‌هاي زمين‌شناسي كه توسط كارشناسان اين شركت‌ها صورت مي‌گرفته، يكي از كارشناسان شركت نفت در محوطه چغازنبيل، آجرنوشته‌اي مي‌يابد و آن را به هيئت باستان‌شناسي مستقر در شوش به سرپرستي "دومكنم" تحويل مي‌دهد. خواندن اين آجرنوشته امكان شناخت يكي از شهرهاي ايلامي به نام "دوراونتاش" را فراهم مي‌كند. پس از "دومكنم"، "رومن گيرشمن" باستان‌شناس فرانسوي حفاري‌هاي چغازنبيل را ادامه مي‌دهد. وي در مقدمه جلد اول كتاب ‌چغازنبيل چنين آورده كه:

"من در سال 1950 ميلادي تصميم خود را گرفتم و از سال 1951 تا 1962 ميلادي به موازات كاوش‌هاي انجام شده در شوش، 9 فصل حفاري پي در پي انجام گرفت." 

با آغاز فعاليت پايگاه حفاظت و مرمت چغازنبيل در سال 1378 خورشيدي، باستان‌شناسي ايـن پايگـاه به سرپرستي دكـتر "بهـزاد مفيـدي نصرآبادي" دسـت به مطـالعـات مجـدد در اين مجموعه زد.



محوطه باستاني چغازنبيل (دوراونتاش)

شهر باستاني دوراونتاش يا محوطه تاريخي چغازنبيل در قـرن سيزده پيش از ميـلاد توسـط "اونتاش نپيريشا" پادشاه ايلامي ساخته شده است. فضـاهاي اين شهر را سه حصـار متحدالمـركز تفكيـك مي‌كنند كه در مركز آنها يك معبد مطبق يا به اصطلاح باستان، "ذيقورات" جـاي دارد. در طراحي شهر، فضاي بين حصارهاي بيروني و مياني عمدتاً به كاخ‌ها و خانه‌هاي شهر اختصاص داشته، بطوريكه سه كاخ در گوشه شرقي و در مجاورت دروازه شاهي بنا شده است. حد فاصل بين حصارهاي مياني و دروني به محله مقدس معروف و براي معابد خدايان مختلف در نظر گرفته شده بوده است. اكثر معابد نيز در اين بخش كشف شده‌اند. فضاي محصور در حصار دروني اختصاص به معبد مطبق يا ذيقورات داشته است. اين شهر در سال 640 پيش از ميلاد توسط "آشورباني پال"، پادشاه آشور تصرف و ويران شد. كاوش‌هاي گسترده در اين محوطه باستـاني توسـط "رومـن گـيرشمن"، باستان‌شناس فـرانسـوي در دهه‌هاي پنجاه و شصت ميلادي صورت گرفت. در سال 1979 چغازنبيل با شماره 113 در فهرست جهاني يونسكو ثبت گرديده است.



موقعيت جغرافيايي چغازنبيل

محوطه باستاني چغازنبيل با طول جغرافيايي 48 درجه و 30 دقيقه و عرض جغرافيايي 32 درجه در خوزستان و در بخش جنوب شرقی شهرستان شوش و بر روي بخشي از امتداد چين‌خوردگي پـهنه ساختــاري از رشته‌کوه‌های زاگـرس (طاقديس سردارآباد) واقع شده است. فاصله اين محوطه از شهرستان شوش در حدود 35 كيلومتر و تا اهواز 120 كيلومتر است.


 

تشکيلات معماري موجود در محوطه باستاني چغازنبيل 

ذيقورات مهم‌ترین اثر معماري مجموعه با پلان مربع شکل به طول تقريبي 105 متر و داراي دو دوره ساختماني مشخص با فرم معماري مطبق (احتمالاً پنج طبقه) که امروزه فقط طبقات اول و دوم باقي مانده‌اند. معابد اينشوشيناک "A" و "B" در طبقه اول جبهه جنوب‌شرقي قرار گرفته‌اند. يک دروازه و پلکان در هر ضلع بنا، راههاي ارتباطي را شکل مي‌داد‌ه‌اند.
 حصارها حصار دروني اين حصار كه از خشت خام و مقدار كمي دورريزهاي ساختماني ساخته شده، مانند حلقه‌اي ذيقورات را در خود جا داده است. امروزه بخش عمده آن به طول 530 مـتر باقيمانده است. بر روي اين حصار كه حدود 2/5 متر ضخامت داشته، شش دروازه ايجاد شده است.
حصار مياني حصار مياني شكل هندسي نسبتاً منظمي بصورت چهارضلعي داشته، به طوري كه طول متوسط هر ضلع آن حدود 400 متـر ميباشد. اين حصار با ضخامتي بالغ بر پنج متـر كاملاً از خشت‌هايي به ابعاد 10×40×40 سانتيمتر ساخته شده است. در طول آن چهار دروازه و يك برج آجري وجود دارد. اين حصار محوطه‌اي را محصور مي‌نمايد كه به محله مقدس معروف مي‌‌باشد.
 محوطه حصار مياني اين حصار از خشت‌هايي به ابعاد 10×40×40 سانتيمتر ساخته شده است. طول اين حصار بيش از چهاركيلومتر و عرض آن بالغ بر پنج متر مي‌باشد. در نزديكي گوشه شرقي حصار بيروني، يك دروازه شناسايي شده كه خود شامل بناي گسترده‌اي بوده است. اين بنا از حياطي مربع شكل تشكيل شـده كه پيرامـون آن را اتاقهـايي تشكيـل مي‌دادند. دو درب بزرگ در دو سوي حياط مقابل هم در يك محور قرار داشتند كه در طرفين آنها برج هاي قطوري ايجاد شده بودند. احتمــال داده مي‌شود كه در ضلع شمال‌شرقي اين حصار نيز دروازه‌اي وجود داشته باشد.
حصار بيروني اين حصار از خشت‌هايي به ابعاد 10×40×40 سانتيمتر ساخته شده است. طول اين حصار بيش از چهار كيلومتر و عرض آن بالغ بر پنج متر مي‌باشد. در نزديكي گوشه شرقي حصار بيروني، يك دروازه شناسايي شده كه خود شامل بناي گسترده‌اي بوده است. اين بنا از حياطي مربع شكل تشكيل شـده كه پيرامـون آن را اتاقهـايي تشكيـل مي‌دادند. دو درب بزرگ در دو سوي حياط مقابل هم در يك محور قرار داشتند كه در طرفين آنها برج هاي قطوري ايجاد شده بودند. احتمــال داده مي‌شود كه در ضلع شمال‌شرقي اين حصار نيز دروازه‌اي وجود داشته باشد.
 كاخ‌ها در مجاورت دروازه جنوب شرقي حصار بيروني و در گوشه شرقي شهر، بقاياي سه بنـاي خشتي عظيم وجود دارد كه احتمالاً كاخ يا مسكن شاه و خـانواده او بوده‌اند. از اين سه بنـا يكي تقريباً از بين رفته و دو تاي ديگر به نامهاي كاخ شماره سه و كاخ آرامگاهها معروف بوده و به ترتيب زير معرفي مي‌شوند.
 كاخ شماره سه  اين كاخ در گوشه شرقي شهر و در مجاورت حصار بيروني واقع شده است. دو ورودي آن در ضلع جنوب‌شرقي قرار دارند. هر يك از اين ورودي‌ها امكان دسترسي به يك حياط و اتاقهاي پيرامون آن را مهيا مي‌نمايد.
 كاخ آرامگاهها در نزديكي كاخ شماره دو و در سمـت جنـوب‌غربي آن، بقاياي ساختماني خشتي به چشم مي‌خورد كه به كاخ آرامگاهها معروف است. دليل اين نامگذاري وجود پنج گور سردابه‌اي با ساختار آجري در زير سه تا از اتاقهاي اين بنا مي باشد. اين بنا در واقع از دو بخش تشكيل شده است. بخش بالايي ساختاري خشتي دارد و پيكره كاخ را شامل مي‌شود. در اين بخش سه حياط و اتاقهاي پيـرامون آنهـا به چشـم مي‌خورد. در وسط حياط بزرگ بقاياي يك حوض آب و چاه فاضلاب آن وجود دارد. ورودي اين بنا نيز در ضلع جنوب‌شرقي قرار دارد. بخش پاييني بنا، شامل پنج گور سردابه‌اي است. ساختار اين گورها از آجر و ملات مورد استفاده در آنها از دو لايه، يكي قير طبيعي و ديگري گچ مي باشد. در نهايت تمام فضاي دروني آرامگاه با اندود ضخيمي از گچ پوشش داده شده است.
نيايشگاه نوسكو در فاصله حدود 140 متري جنوب كاخ آرامگاهها، بنايي خشتي ديده مي‌شود كه به خداي نوسكو اهدا شده است. اين بنا ساختاري ساده دارد. اجزاي اين بنا عبارتند از يك اتاق بزرگ كه حياطي بزرگ در پشت آن قرار دارد. در مركز اين حياط سكوي خشتي بزرگي ديده مي‌شود. نحــوه قرارگيـري اتـاق و حيـاط به گونه‌اي است كه تركيب آنها شبيه به حرف T مي‌باشد. ضخامت ديوارهاي اين نيايشگاه بالغ بر سه متـر بوده و ورودي آن در ضلع شمال‌شرقي قرار دارد.

سازه

دفع آب

 با پشت سر گذاشتن ذيقورات و صحنهاي اطراف آن، در بخش غربي شهر به ساختاري آجري ميرسيم. بنا به نظر برخي از باستان شناسان اين سازه به عنوان تصفيه خانه به كار ميرفته، كه در بين عموم نيز به همين نام مشهور است. ولي مطالعـات جديد باستان شناسان نشان مي دهدكه اين اثر براي دفع آبهاي سطحي درون محوطه شهر به كار مي رفته است. اين ساختار آجري از نه آبراه تشكيل شده كه در زير حصار قرار داشتند و آبهاي حاصل از بارندگي را از قسمت دروني شهر به خارج آن هدايت مي كردند. تمام اين ساختار از آجر با ملات قير و گچ ساخته شده است تا در مقابل آب مقاوم باشد.